حسن بن نوح القمري البخاري

88

كتاب التنوير (فارسى)

پوست باز كرده اندر افكن ، و بكوب هر دو را ، و آنكاه با عسل معجون كن ، اگر داروها خشك بود دبق را با روغن كنجد يا زيت بجوشان و با عسل بياميز كردن بنير آب بيار سه رطل شير تازه و بجوشان و آنكه يك وقيه سكنگبين بوى برريز و از آتش بركير و بنه تا سرد شود آنكاه بپالاى و به كار دار . به كار آوردن ابريشم چون ابريشم را اندر دوا المسك خواهى افكندن باره باره ببر بسفالى برنه و سفالرا بانكشت كرم كن و همى جنبان تا بريان كردد و جنان شود كه بتوان سوذن بركير ، و اكر خواهى ابريشم را به آب بجوشان تا آب زرد شود و آنكاه آن آب را با عسل بپز تا آب نماند و داروها را به آن عسل معجون كن . گرم كردن طعام‌هاء ستبر جون طعامهاء ستبر را كرم بايد كردن جون برنج و بالوده ، و نخواهى كه دوذكين شود ، ديكى را بيار و آب در وى ريز و از بالاء ديك جويها بنه و آن طعام را با جامه از بر جوبها بنه و آتش كن و آن را بجوشان تا آن طعام زبر وى كرم شود . صفت گرمابهء خشك يكى تغارهء فراخ بيار سر جون تغارهء كازران ، و بايد كه سر و بن بفراخى برابر بوذ ، و در بن وى كرسى بود و مردم بر توانند نشستن و سر وى با پوشش بود اندام داذه بدونيم ، و اندر ميان آن دونيم چون فراز آيند بيكديكر سوراخى بود جندانك كردن مردم بوى اندر كنجذ ، و زمين بكند جندانك تغاره بوى اندر رود ، آنكاه تغاره را بوى اندر نشان و كردوى يك كز جاى دست بازدارد ، و بيرون وى كرد بكن باندازهء يك كز از زمين جندانك از بن تغاره فروگذرد يك بدست ، و بدان كند كه در آتش همىشود تا كرمى وى بتغاره